یکشنبه , 23 خرداد 1400 - 5:51 قبل از ظهر

عجیب ترین داستان های لوکی در همه زمان ها

عجیب ترین داستان های لوکی در همه زمان ها

طرفداران MCU می دانند که لوکی غالباً خود را در سناریوهای بسیار عجیب و غریبی ظاهر کرده است. در طول این دوران ، خدای فریبکار با جن های شیطانی در “Thor: The Dark World” ، سفر در زمان و دیوان سالار کیهانی در “لوکی” دیزنی + و یک جف گلدبلوم خونخوار اما افسانه ای در “Thor: Ragnarok” برخورد داشته است. اما هر چقدر ماجراهای روی صفحه نمایش او وحشتناک است ، عجیب ترین ماجراها آنهائی است که لوکی در طول این سالها در کمیک ها با آنها درگیر بوده است.

و با سابقه ای که به اولین کمیک های “ثور” استن لی و جک کربی در اوایل دهه 60 بازمی گردد ، لوکی بیشتر از هر قهرمان یا شرور دیگری در مارول در آن سالها وجود داشته است. بنابراین ما در کتاب های کمیک پسر کم لطف آزگارد جستجو کرده ایم ، تا ببینیم ماجراهای او چقدر عجیب است. از اولین دعواهای او با ثور تا سفرهای رفت و برگشت در زمان ، مکان ، زندگی و مرگ او ، در این مقاله برخی از عجیب ترین داستان های لوکی که تاکنون گفته شده است گردآوری شده است.

لوکی در اولین حضورش با آب شکست خورد

جهان مارول اکنون یک نهاد فرهنگی است که به راحتی می توان فراموش کرد همه چیز با استن لی و جک کربی شروع شده و تقریباً هرچه پیشرفت حاصل شده با آنها آغاز شده است. این مطمئناً برای اولین حضور لوکی در “سفر به رمز و راز” شماره 85 نیز صادق است. اولین برداشت لوکی کمی مطلوب باقی مانده است زیرا او نمی توانسته شیطنت جدی تری نسبت به برگرداندن برخی از رنگ های تصادفی نیویورک داشته باشد. ثور به راحتی همه چیز را به حالت عادی برگرداند زیرا همانطور که با صدای بلند توضیح می دهد: “اگر چکشم را به اندازه کافی سریع بچرخانم ، ذرات ضد ماده ساطع می کند!” این علم در حال حاضر به اندازه کافی سوال برانگیز است ، اما پس از آن ثور این ذرات را به سمت قربانیان لوکی می اندازد ، که به نوعی به جای نابودی آنها را به حالت طبیعی باز میگرداند.

بعد و با انجام این کار ، ثور توجه خود را به لوکی معطوف می کند ، که مدام فرار می کند – ابتدا بسمت یک گله کبوتر ( در تیتر بعدی به کبوترها هم می رسیم) و سپس با زنده کردن نشان Mobilgas Pegasus. ثور او را از پشت این موجودات خارج کرده و او را به داخل هادسون می فرستد. سپس ثور توضیح می دهد ، “طبق افسانه ، قدرت جادویی لوکی در آب بی فایده است!” به نظر نمی رسد که بتوانیم هیچ افسانه ای در این مورد پیدا کنیم ، واقعا معلوم نیست ثور این افسانه را از کجایش در می آورد. بنابراین احتمالاً ممکن است که ضعف در مقابل آب لوکی در کمیک های آینده نیز نشان داده نشود. بالاخره می گویند شما می توانید به قهرمانان با توجه به کیفیت شرور آنها رتبه بدهید، و داشتن شرور ثروتمندی که می تواند توسط یک شیلنگ باغ مورد ضرب و شتم قرار گیرد ، برای ثور چندان جالب نخواهد بود.

ثور با یک مجسمه چوبی و یک کیسه بادام زمینی خدای متقلب را فریب داد

در “سفر به رمز و راز” شماره 88 ، لوکی میونیر را می دزدد ، پتکی که به دکتر دونالد بلیک ، فانی اجازه می دهد به ثور تبدیل شود. (حداقل تا زمان نویسندگی دان.) از این بدتر ، خدای نیرنگ باز یک میدان نفوذ ناپذیر را در اطراف سلاح ایجاد میکند تا بلیک تغییر نکند.

لوکی در حالی که دشمنش سر راهش نیست ، آزاد است که آنچه را که می خواهد با مردم زمین انجام دهد و آنچه او می خواهد بسیار عجیب تر از آنچه شما از یک خدای شیطانی باستانی انتظار دارید ، مانند تبدیل ساختمان ها به آب نبات و ماشین ها به بستنی، میباشد. وقتی ارتش می خواهد او را متوقف کند ، لوکی به اسلحه هایشان بال می دهد و پرواز آنها را تماشا می کند. اما روز بعد ، لوکی می شنود که ثور برگشته است. او با عجله بیرون می رود تا اطمینان حاصل کند که چکش همچنان در محلی است که آن را ترک کرده و ثور را در انتظار خود و چکش می بیند.

لوکی برای اطمینان از اینکه میونیر هنوز در آنجاست ، میدان نیرو را برمیدارد. و همین کافی است … اما نه برای مدت طولانی. این زمانی است که بلیک با عجله وارد میدان چکش می شود و به خدای تندر تبدیل می شود. با گذشت ماجرا ، لوکی متوجه می شود که اولین ثوری که در پارک دیده فقط یک آدم ساختگی پلاستیکی بوده است. فقط پس از آن اوضاع تحقیر آمیزتر هم می شود ، وقتی لوکی سعی می کند در گله کبوترها پنهان شود و ثور بلافاصله او را پیدا می کند و کیسه ای از بادام زمینی را به سمت آنها پرتاب می کند و مراقب کسی می شود که “چیزهای مهم تری را در ذهن خود دارد”.

لوکی برای تغییر شخصیت خود با چکش خودش ثور را قلاب کرد

رابرت برنشتاین ، نویسنده و جو سینوت ، هنرمند ، یکی از عجیب ترین طرح های استن لی را برای “سفر به رمز و راز” شماره 94 اقتباس کردند. به هر دلیلی ، ارتش آمریکا تصمیم گرفته است یک موشک هسته ای به فضا پرتاب کند! این ایده بسیار بد زمانی بدتر می شود که آنها کنترل موشک را از دست داده و ثور را برای نابود کردن آن قبل از بازگشت به زمین فرا می خوانند.

اما همه اینها نقشه لوکی است ، البته استفاده از “جادوی کنترل از راه دور” او. ثور چکش خود را به سمت موشک پرتاب می کند ، و در حالی که در راه بازگشت به سمت او است ، لوکی حواس او را با یک اژدهای موهوم به اندازه کافی دور می کند تا میونیر بتواند ارباب خود را پشت سر بگذارد. به گفته لوکی ، این چکش با میدان ثور در “غده کروموزومی ، که شخصیت را تعیین و تغییر می دهد” ارتباط دارد، که ممکن است … در صورت وجود چنین غده ای، علم را بیاورید وسط ، .. یک طرح شیطانی مستقیماً از فیلم “سنگهای قهوه ای” به دست آورید.

داد و فریاد ثور تازه شرور شده به همان اندازه مسخره است ، زیرا او مکان های مختلف جهان را از بین می برد . لوکی نیز در کار “بیدار کردن ارواح ماقبل تاریخ موزه ها” است. ظاهراً ، آقای برنشتاین این تصور را داشت که موزه ها دایناسورهای کاملی را با پوست و همه چیز در مرکز خود نگه داشته اند. سرانجام ، اودین و خدایان دیگر با انداختن لوکی در تله دریایی و فرستادن چکش به دنبال او ، همه چیز را به حالت عادی باز می گردانند. حتی افراد “Flintstones”  (فیلم عصر حجر) نیز ممکن است فکر کنند این ایده خیلی احمقانه است.

خدای شیطنت به گذشته بازگشت تا پدر خودش را بکشد

وقتی J. Michael Straczynski و Olivier Coipel گروه نویسندگان، “ثور” را از زمان ویرانی آزگارد در راه اندازی مجدد کتاب در سال 2007 بازگرداندند ، لوکی از زندگی جدید خود استفاده کرد تا برادرش را متقاعد کند برگ جدیدی را رو کند. البته ، همه اینها فقط بخشی از یک طرح شیطانی پیچیده بود. در شماره 12 ، لوکی را می بینیم که همچنان به دنبال ساختن نقشه های حیله گرانه خود است و او فراتر از آنچه شما فکر کنید ، برمی گردد. با کمک هلا ، الهه مرگ ، لوکی برای برخی کارهای ناپسند به گذشته های دور باز می گردد.

ابتدا او ،پدربزرگ ثور ، بور ، را در برف پادشاهی Frost Giant گرفتار می کند و قصد دارد بعداً او را بازگرداند. سپس بور پسرش اودین را تعقیب می کند و تهدید می کند که برای همیشه او را آزار خواهد داد مگر اینکه فرزند مرد بعدی را که می کشد ،به فرزندی قبول کند. البته “بور” فقط لوکی در لباس مبدل است و پسری که اودین به فرزندخوانده گی می گیرد، خود لوکی است. لوکی بزرگسال سپس خود را در دوران کودکی ملاقات می کند تا سرنوشت خود را مهندسی کند و حتی او مربی کودکی لوکی می شود تا با عجله بیرون بیاید و اودین را به جرم قتل پدرش به قتل برساند. اما همانطور که مشخص خواهد شد ، پدر متخلف لوکی ، پادشاه غول پیکر لوفی ، هنوز کاملاً نمرده است. اما او از زمانی که لوکی از این فرصت طلایی استفاده می کند به زودی استفاده کافی خواهد برد. خدای شیطان با دیدن پدر ناسازگار خود که درمانده است ، شمشیری کنار افتاده را برمی دارد و شروع به ضربه زدن به او می کند تا جایی که چیز زیادی از او باقی نمی ماند.

لوکی دوباره بصورت کودک متولد می شود و خود را به صورت یک پرنده در می آورد

در کراس اوور مارول در سال 2010 “Siege” ، خدای هرج و مرج لوکی دیگر کاری نمی کرد. از این گذشته ، اگر همیشه شیطان باشی، چقدر می توانی غیرقابل پیش بینی باشی؟ اما مطمئناً او غیرقابل پیش بینی بود که وقتی در شماره 4 ، خود را فدای نجات آزگارد کرد. اما این کاملا غیر قابل پیش بینی بود وقتی که در “Sige: Loki” توسط کییرون گیلن و جیمی مک کلوی نشان داده می شود که این فقط یک قدم در یک طرح جامع دیگر بوده ،که با چرخیدن لوکی و تلاش برای اطمینان از اینکه الهه دنیای عالم اموات ، هلا ، نمی تواند پس از مرگ ادعای او را کند انجام شده است . و در “ثور” شماره 617 ، خدای تندر کشف می کند که برادرش به عنوان یک جوجه تیغی خیابانی پاریسی دوباره متولد شده است و راهی را برای اجرای گیلن در “سفر به رمز و راز” هموار می کند ، شروع با شماره 622.

در اینجا ، لوكی کودک یك سری سرنخ های پیچیده را از سوی شبح قدیمی خود دنبال می كند ، كه نشان می دهد “مرگ” او همه بخشی از یك ترفند برای تولد مجدد خودش بوده است … اما پس از آن لوكی کودک، او را به یك دزد تبدیل می كند كه نامش را ایكول می گذارد. لوکی کودک در طی چند سال آینده با ماجراهای عجیب بسیاری روبرو خواهد شد. به عنوان مثال ، او می جنگد و سپس در کنار خانواده ای از خدایان پسا صنعتی در انگلیس قرار می گیرد. او خانه جدیدی برای یک توله سگ بی خانمان پیدا می کند. و او با فریب دادن آنها به جنگ بر سر تاجی که از ترس خودش ساخته شده بود ، دنیا را از شر صدای شیطان ترس نجات خواهد داد. اما سرانجام ، تنها کسی که می تواند از لوکی پیشی بگیرد،خود لوکی است و در شماره 645 ، ایکول نشان می دهد همه چیز ترفندی برای پاک کردن لوکی کودک از هستی و جایگزینی او بوده است.

او یک بار با بازوکا به یک ماهی شلیک کرد

در سری “لوکی: نماینده آزگارد” ساخته ال اوینگ و لی گاربت ، مارول به خوانندگان لوکی دو برابر آنچه می خواستند داد و شخصیت پادشاه لوکی را معرفی کرد ، خدای فریبکار زمان ، از آینده ای که او شیطانی بیش از هر زمان دیگری بوده است.

فرمانروایان جدید آزگارد – گایا ، فریجا و ایدون – او را به زمان حال بازگردانند تا به عنوان مشاور آنها خدمت کند. اما از آنجا که آنها بیش از هر شخص متفکری به یک لوکی پیر و شرور اعتماد نداشتند، او را با خیال راحت دربند نگه می دارند.

حداقل این همان چیزی است که او به آنها اجازه می دهد فکر کنند. در شماره 3 ، پادشاه لوکی به سادگی از صفحه خارج می شود و به گذشته می رود ، جایی که با یک اودین جوان آشنا می شود. این دو نفر یک سمور را می کشند ، پوست او را می کنند و می خورند ، سپس با فافنیر و رجین ملاقات می کنند که پوست را متعلق به برادر تغییر شکل داده خود ، Otr تشخیص می دهد. قابل درک است که آنها اودین را گروگان می گیرند تا زمانی که طلای کافی برای پوشاندن پوست برادرشان دریافت کنند.

لوکی پول را از Andvari ، جادوگری که خود را به یک ماهی غول پیکر تبدیل کرده و خود را در برابر همه میله ها ، شبکه ها و جادوها مصون نگه می دارد ، دریافت می کند. بنابراین لوکی دست در کیف خود کرده و یک بازوکا بیرون می کشد زیرا “آندواری فقط می توانست از آنچه می تواند فکر کند محافظت کند. و همانطور که در مسیر جادوگری بود عاقل بود … اما او تا حدودی بی فکر بود.” آندواری با نفس مرگ خود ، طلا را نفرین می کند تا حقیقت را در مورد هر کسی که صاحب آن است ، فاش کند … که البته ، با توجه به این که لوکی در حال آماده سازی همه چیز است ،موضوع خوبی است.

لوکی سرویس کمکی را از دیگر نسخه های وجودی خود دریافت می کند

“مأمور ازگارد” لوکی را در یک بحران هویت نامیرا می بیند ، که سعی دارد با وجود تمام نیروهای کیهانی (و به طور ضمنی خوانندگان را) او را وادار به بازی در همان نقش قدیمی خود کند و چیزی بهتر از او بسازد. به علاوه ، او در تلاش است تا “جنایتی که هرگز قابل بخشش نیست” – پاک کردن بچه لوکی – را جبران کند. همه چیز در شماره 10 به سر می رسد ، وقتی لوکی همه چیز را به ثور اعتراف می کند … که او را در مقابل بقیه ازگارد در معرض دید قرار می دهد.

سپس ، با لوکی در تبعید ، پادشاه لوکی او را دستبند می زند ، می بندد و می سوزاند ، و او را به “فضای استعاره” می فرستد ، جایی که در شماره 13 ، او مجبور می شود با گذشته قبلی خود ، شرور قدیمی و قهرمان جوان خود روبرو شود. و آنها مستقیماً “شوالیه تاریکی” بودن را به او پیشنهاد می دهند – او می تواند به عنوان یک قهرمان بمیرد ، یا می تواند به اندازه کافی زنده بماند تا خودش را تبدیل به یک شرور کند.

در وسط صحبت آنها ، لوکی های دیگر با تلفن همراه لوکی فعلی تماس می گیرند. او توضیح می دهد که “پذیرش سلول جادویی – از چیزهایی که در آن مکان وجود دارد” تشکیل شده است. یادداشت یک ویراستار به شماره 5 اشاره دارد ، جایی که لوکی تلفن خود را سحر می کند تا با تیمش ارتباط برقرار کند در حالی که او یک تعطیلات زندان آزگاردی را هماهنگ می کند. ظاهراً طلسم حتی از آنچه گفته شده بوده هم بسیار قدرتمندتر است.

لوکی سر خود را به گربه تبدیل می کند

“دختر سنجابی شکست ناپذیر” ساخته رایان نورث و اریکا هندرسون یکی از جالب ترین کمیک هایی است که در سال های اخیر از مارول منتشر شده است ، از آنجائی که شکل ظاهری لوکی هم باعث می شود که یکی از عجیب ترین ماجراهای خدای دروغ را داشته باشد. Squirrel Girl در 1 Vol. به کمک او نیاز پیدا می کند.  ، شماره 8 هنگامی که او “دختر سنجابی” را پیدا می کند – که دوستانش در برابر یکدیگر قرار گرفته شده اند – در واقع این راتاتوسکر ، الهه اختلافات آزگاردی است که آخرین باری که فرار کرد تقریبا زمین را نابود کرد. و البته معلوم شد که همه اینها تقصیر لوکی است.

این حادثه همچنین لوکی را به هم اتاقی دختر سنجابی ، نانسی وایتهد و کمیک های “گربه ثور” وصل می کند. لوکی آنقدر هنر او را دوست دارد که خودش را به گربه ثور تبدیل می کند ، و وقتی برادرش شکایت می کند ، او فقط سر گربه سانش را بزرگتر می کند و قول می دهد: “این سر همیشگی جدید من است برای همیشه.” به هر حال ، لوکی ممکن است یک خدای قدرتمند باشد ، اما همچنین یک برادر کوچکتر آزار دهنده هم است. این نوعی از پوچی است که بیشتر نویسندگان بلافاصله از Canon تبعیت می کنند ، اما خوشبختانه برای ما که عاشق این دیوانه هستیم قابل فهم است و سازندگان فعلی مارول از آن لذت می برند. تازه مشکل بعد از این است که چگونه می توانید تصمیم راسل داوترمن را برای دزدکی حرکت کردن Cat Thor-Lok به ارتش لوکیس جایگزین در “ثور قدرتمند” شماره 3 2015 را توضیح دهید؟

لوکی یکبار کاندیدای ریاست جمهوری شد

بله ،سال 2016 در حال حاضر عجیب ترین سال انتخابات در حافظه زنده همگان بوده است ، اما این سال حتی در جهان مارول عجیب تر هم بوده است ، با یک خدای واقعی کلاه شاخی که خود را نامزد کرد. در سری “رای به لوکی” ساخته کریستوفر هستینگ و لنگدون فوس ، مبارزات انتخاباتی این آزگاردی هنگامی آغاز می شود که وی دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری را از حمله هایدرا نجات می دهد. سپس ، اظهارنظرهای واضح وی در مورد انتخابات بینندگان را وادار می کند که وی را برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری پیش از آغاز رسمی نامزدی ، کاملاً مخالف گزارشگر خبرنگار دیلی بیوگل ، نیسا کانتراس ، که به سختی در یکی از نبردهای لوکی با انتقام جویان در یک دختر زنده مانده بود ، در نظر بگیریم.

او بقیه سری ها را با حفاری خاک بر روی خدای نیرنگ باز می گذارد ، اما مهم نیست که چه چیزی پیدا می کند – که لوکی یک “فرقه اقدام سیاسی” دارد و برای تقلب در نظرسنجی ها بزها را قربانی می کند ، زیرا او در کشور مستقل شرکت کرده است ،او حمله هایدرا را ترتیب داده و مأموران را به قتل رسانده تا آنها را ساکت کند ،البته این باعث محبوبیت بیشتر وی می شود. در پایان ، خود لوکی خود را پایین می کشد. وقتی ستاد انتخاباتی او از او در مورد دیدگاه های واقعی اش سوال می کند ، تمام جنبش او از هم می پاشد. به هر حال ، این شخصیت، لوکی است ، شاید این برنامه پایان برنامه او بوده است ، زیرا این مکتب به لوکی هنگامی که اجازه می دهد یکی از نامزدهای دیگر بداند با تقسیم آرا در بالای سر او قرار گرفته، پایان می یابد.

لوکی بالاخره ثور را می کشد… زیرا خود ثور از او می خواهد

هفت سال اجرای حماسی جیسون آرون در “ثور” به اندازه هر چیز دیگری که او نوشته است پر از حیرت در کتاب های کمیک است ، که شامل چیزهای دیوانه واری همانند سلاخ های خداگونه ، الف های کابوی آب نباتی تیرانداز و کوسه های گدازه ای و فضایی است. بنابراین مطمئناً لوکی در نهایت وارد عمل می شود.

در سری “ثور” 2018 ، شماره 1–4 ، آرون و با هنرمندی مایک دل موندو . ثور و لوکی را به هل و گذشته می برند تا در جنگ با ملکیث بجنگند. به محض ورود ، آنها با برادرشان ، بالدر ، در یک کامیون هیولا ملاقات می کنند که ممکن است بازیگران فیلم “مکس دیوانه” هم حتی آن را “کمی زیاده روی” بدانند و از آنجا تازه داستان اوج می گیرد. لوکی در انجام وظیفه رانندگی در مقابل بز حیوان خانگی ثور گم می شود و برادر دیگر آنها ، تیر ، به نظر می رسد که بر پشت یک دایناسور سوار شده است. اما ثور برای شکست دادن ارتش های پادشاهی شعله موسپلهایم ، به نیرومندترین جنگجویان آزگارد نیاز دارد که متأسفانه همه مرده اند. برای بازگرداندن آنها از والهالا ، ثور باید خودش بمیرد. لوکی در شماره 3 این کار را با استفاده از خنجری به سینه او انجام می دهد ، و ثور با بزرگترین قهرمانان تاریخ آزگارد در پشت سر خود در شماره بعد بازگشت و با موفقیت جنگجویان شعله را از جهنم به عقب راند.

 

برای آشنائی بیشتر با شخصیت لوکی ، توصیه میکنیم این مقاله را مطالعه بفرمائید.

 

حقایق ناگفته در مورد “آزگاردِ” مارول
ابرشرور مشهوری که در 100 سال گذشته بوجود آمده اند
تعارضات و دروغ هائی که مارول در مورد انتقامجویان گفته است
10 ابرشرور و ابرقهرمان که ارتباط خویشاوندی دارند
10 ابرقهرمان قدرتمند امروز مارول
توضیح کل جدول زمانی MCU
نژادهای بیگانه که می خواهیم در MCU ببینیم
توضیحی در مورد تاریخچه و وقایع هایدرا
تمام شرورهای MCU از ریز تا درشت
ابرشرورهای MCU که فراموش کرده اید هنوز زنده هستند
نژادهای بیگانه که می خواهیم در MCU ببینیم
مجموعه کاور واریانت Fear Itself
رتبه بندی قدرتمندترین سلاح ها در MCU
کمیک رویداد ترس درون

درباره ی هادی علیزاده

مطلب پیشنهادی

کمیک Realm of Kings – تمام شماره ها

   1400/03/22 لینک های مستقیم جایگزین شد رویداد قلمروی پادشاهان (Realm of Kings) مربوط به …

2 دیدگاه

  1. سلام
    مقاله خوب و جالبی بود، دیالوگ های توی تصاویر رو هم ترجمه کردین که توی مقاله های قبلی شاهدش نبودیم
    خسته نباشید

  2. سلام
    اینکه دیالوگ های تصاویر رو هم ترجمه کرده بودید، مقاله لذت بخش تر شده بود، خیلی خیلی ممنونم
    احتمالا عجیب ترین مقاله ای بود که تا حالا خوندم، خسته نباشید، خیلی جالب بود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *